بنر ویــژه

توصیه های مهم خرید
رمز موفقیت آگهی شما

من رمز عبور را فراموش کردم


ويژه مرتبط
مطالب و SMS جالب و خنده دار ,
نمک شناس!!! او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكيل داده ..
گابريل گارسيا ماركز
گابريل گارسيا ماركز ازجهان و خوانندگان خود خداحافظي مي‌کند نامه ي گابريل ..

پیوند ها

آموزش ورد

فروش آنلاین کارت آیتونز و گوگل پلی

گیفت کارت آیتونز و گوگل پلی

صادرات، واردات و ترخیص کالای گمرکی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

تكه هاي كوتاه جذاب و خواندني

اگر هميشه همان کاري را که انجام داده ايد تکرار کنيد، چيزي بيش از آنچه تا کنون به دست آورده ايد، به دست نخواهيد آورد.

سادگي شخصيت، نتيجه پيچيدگي فکر است. درباره آدمها از سوالاتي که مي‌پرسند قضاوت کن نه از جوابهايي که مي‌دهند
.
مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها مي خوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره، پس اگه کسي رو دوست داري، براي داشتنش سالها صبر کن

اگر مي خواهي محال ترين اتفاق زندگيت رخ بدهد، باور محال بودنش را عوض کن.

طرف ميره جوراب بخره ميگه آقا يه جوراب بده فروشنده : مردانه؟ طرف : بخدا راست ميگم آقا يه جوراب بده

کچله ميره آرايشگاه معذرت خواهي ميکنه

يه پسره به باباش ميگه بابا جات خالي يه شعبده باز بود که يه کبوترو تبديل به اسکناس 1000 تومني کرد پدر ميگه: اين که چيزي نيست مامانت صبح 100.000 تومن رو تبديل به لوازم آرايشي و لباس کرد

اولي: آقاي دکتر، من فکر مي کنم عينک لازم دارم. دومي: بله حتما! چون اين جا مغازه ساندويچ فروشي است!

طرف يه سي دي ميخره، ميبينه سوراخه، ميره پسش ميده!

غروب شده بود كه دو تا دوست با هم به طرفى مى‏رفتند، يكى از آنها يكباره ذوق شاعرانه‏اش گل كرد و به ديگرى گفت: «خورشيد پديده زيبايى است، ولى فقط روزها نورافشانى مى‏كند كه هوا روشن است و اين هنر نيست كه خورشيد در روز روشن نورافشانى كند، اما ماه، شب‏ها، آن هم شبهايى اين قدر تاريك…»
=========

تكه هاي كوتاه جذاب و خواندني

در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است .خدا به من گفت: ''غصه هايت را درون جعبه سياه بگذار و شادي هايت را درون جعبه طلايي

.به حرف خدا گوش کردم

.شادي ها و غصه هايم را درون جعبه ها مي گذاشتم

جعبه طلايي روز به روز سنگين تر مي شد و جعبه سياه روز به روز سبک تر

روزي از روي کنجکاوي جعبه سياه را باز کردم تا علت را بفهمم. در کمال ناباوري ديدم که ته جعبه سياه سوراخ است و غصه هايم از آن بيرون مي ريزد. با تعجب رو به خدا کردم و گفتم : خدايا ، چرا اين جعبه ها را به من دادي ؟ و چرا ته جعبه سياه سوراخ است؟

و خدا با لبخند دلنشيني جواب داد :اي بنده ي من ، جعبه طلائي را به تو دادم تا لحظه هاي شاد زندگيت را بشماري و جعبه سياه را دادم تا تلخي هاي زندگيت را دور بريزي و هميشه با شادي هايت شاد زندگي کني
--------------------------------------------------------------------------------
------------------------
آرتور اشي قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خونِ آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنيا نامه هايي از طرفدارانش دريافت کرد. يکي از طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تو را براي چنين بيماري انتخاب كرده است؟!
او در جواب گفت: در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم ''خدايا چرا من؟'' و امروز هم که از اين بيماري رنج مي کشم، نيز نمي گويم ''خدايا چرا من؟''

نتيجه اخلاقي : در نبرد بين روزهاي سخت و انسان هاي سخت، اين انسانهاي سخت هستند که باقي ميمانند، نه روزهاي سخت
---------------------------------------

هر جا که باشي ميتوني صداي پاي عشق رو بشنوي
بايد بري رو موجش ، قد تاپ تاپ قلبت
اونوقت ، اگه بتوني تيکه هاي قلبها رو بهم بچسبوني ميتوني آخر عشق رو هم ببيني .
ميدونم اگه به اندازه ي لحظه اي تو هر قلبي زندگي کنم ميتونم عاشق ترين عاشق دنيا بشم
به فرشته ها بگو که درها رو باز کنن
فرشته هايي که تو قلبها زندگي ميکنن فرشته ي تو فرشته ي او
فرشته هاي ساکن تمام قلبهاي دنيا ......
من مي خوام عاشق ترين عاشق دنيا بشم عاشق همه ي مردم دنيا .........

----------------------------------------------------
دختري ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولي هرگز نمي توانست با مادرشوهرش کنار بيايد و هر روز با هم جرو بحث مي کردند.
عاقبت يک روز دختر نزد داروسازي که دوست صميمي پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا ســــمي به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
داروساز گفت اگر ســــم خطرناکي به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجوني به دختر داد و گفت که هر روز مقداري از آن را در غذاي مادر شوهر بريزد تا ســــم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصيه کرد تا در اين مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسي به او شک نکند.
دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداري از آن را در غـذاي مادر شوهـر مي ريخت و با مهرباني به او مي داد.
هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که يک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقاي دکتر عزيز، ديگر از مادر شوهرم متنفر نيستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و ديگر دلم نمي خواهد که بميرد، خواهش مي کنم داروي ديگري به من بدهيد تا ســــم را از بدنش خارج کند.
داروساز لبخندي زد و گفت: دخترم، نگران نباش. آن معجوني که به تو دادم ســــم نبود بلکه ســــم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادرشوهرت از بين رفته است.

-----------------------------------------------------
طول زندگي خيلي کوتاهتر از عمقشه
مرد با عجله سوار اتومبيلش شد و راه افتاد. سرعتش تقريبا زياد بود. بايد سريع به فرودگاه مي رسيد.
در يکي از خيابان ها هنگام دور زدن، به خاطر سرعت زيادش نزديک بود که با يک اتومبيل ديگر تصادف کند.
راننده ي آن اتومبيل فورا توقف کرد و با توقفش باعث شد که راه براي مرد بسته شود و ناگزير، وي هم متوقف شد. راننده ي آن اتومبيل سرش را از پنجره آورد بيرون و مرد را با صداي بلند به باد ناسزا گرفت.
مرد از او پوزش خواست اما آن راننده همينطور به ناسزاگويي و عصبانيت ادامه مي داد، سپس از اتومبيلش پياده شد و به سمت اتومبيل مرد آمد و سرش را از پنجره داخل کرد و باز هم ناسزا گفت.
مرد بار ديگر عذر خواهي کرد، اما راننده گفت که قصد دارد درسي به مرد بدهد!
مرد سعي کرد که از درب سمت شاگرد پياده شود و از او فاصله بگيرد. تصميم داشت که با آن راننده کاري نداشته باشد مگر اينکه او وارد ''دايره'' وي بشود!
راننده با کمي فاصله از مرد ايستاد و او را برانداز کرد.
مرد گفت: ''من به شما گفتم که متاسفم.''
راننده گفت: ''مي خواهي زبانت را از دهانت بيرون بياورم و در حلقومت فرو کنم؟!''
مرد به آرامي پرسيد: ''حال با اين کار چه چيزي گيرت مي آيد؟! من تقريبا دو برابر سن تو را دارم و مجادله بين ما صحيح نيست.''
راننده به آرامي شروع به نزديک شدن کرد.
مرد به بدنش يک تغيير مکان جزيي داد، به طوري که پاي راستش را به آرامي پيش گذاشت و وزن بدنش را متمرکز کرد و دستانش را به صورت متقاطع روي سينه اش قرار داد، چنان که نوک انگشتان دست راستش، تماس اندکي با چانه اش داشتند. مرد به راننده خيره شده بود و بر تمامي بدنش کنترل داشت. يک حالت کلاسيک ''آماده باش'' به خود گرفته بود که به سرعت قادر به حرکت و واکنش باشد. ذهنش آرام بود و از تمامي قابليت هايش براي رويارويي با هر اتفاقي مطمئن بود.
راننده با حالتي که کمتر حاکي از حالت تهاجمي بود گفت: ''من مجبور بودم براي اينکه به شما برخورد نکنم، محکم ترمز کنم!''
مرد حرفش را تصديق کرده و گفت: ''اشتباه از من بود.''
راننده گفت: ''بَعله که بود.'' همين را گفت و به سوي اتومبيلش حرکت کرد.
مرد از اين بابت خوشحال بود. چرا که توانسته بود با نشان دادن رفتاري ملايم از خود، عصبانيت آن راننده را فرو بنشاند و اين رفتار او باعث شده بود که راننده نخواهد با حمله به مرد چيزي را ثابت کند. در حقيقت، پيروزي ِ مرد در اعتراف به باخت ِ او بود! شايد جالب باشد دانستن اينکه آن مرد يک استاد ماهر کونگ فو بود!

نتيجه اخلاقي : دستيابي به صد پيروزي در طي صد مبارزه مهارت خارق العاده اي نيست اما مغلوب ساختن حريف بدون کوچکترين مبارزه ي فيزيکي بالاترين مهارت هاست!

×××××××××××××××××××××××××××

اس ام اس ها و جوكهاي بامزه :



مشــخــصــات آگــهــی

نــام : جوک
ایمــیل :
تلفن :
موقعیت : تهران
آدرس :
قیمت :
ثبت آگهی :  دوشنبه 30 شهریور 1394
انقضای آگهی :  سه شنبه 04 شهریور 1399
بروز رساني :  دوشنبه 30 شهریور 1394
بازدید :






ارسـال پیغـام برای آگهی دهنده
تماس بـا: جوک
در مـورد: تكه هاي كوتاه جذاب و خواندني
نـام شـما:
 ایمیل شـما:
مــتــن:
ارسال به موبایل
ارسال به ایمیل
ارسال به صندوق پیامها
ارسال به یاهو مسنجر
کد امنیتی :

تماس با آگهی دهنده : در صورتيكه يك آگهي نظر شما را جلب كرده و يا در مورد آن پرسشي داريد، بصورت مستقيم با آگهي دهنده مرتبط تماس بگيريد.آدرس ايميل و معمولا تلفن آگهي دهنده در ذيل آگهي موجود است، كه مي‌تواند پل ارتباطي شما با آگهي مورد نظرتان باشد. همچنین از طریق فرم ارسال پیغام در زیر عکس آگهی میتوانید پیغام خود را برای آگهی دهنده ارسال کنید. همانطور كه شما براي خريد يك خانه يا اتومبيل كه در روزنامه آگهي شده است، با دفتر روزنامه تماس نمي‌گيريد، ما نيز از پاسخ به پرسشهاي شما در مورد محتواي آگهي‌ها و يا سوالات حرفه و تخصص مربوطه معذوريم.پس لطفا با مدیریت سایت تماس نگیرید.


اعتبار آگهی دهنده : بر طبق قوانین سایت درج هر گونه آگهي در سايت به معناي به رسميت شناختن فعاليت ، خدمات وضمانت و هر موضوع ديگر درج شده در آگهي از طرف سايت ما نمي باشد. بنابراين قبل از انجام هرگونه معامله، اقدام مالي، ارسال وجه و موارد مشابه، در كسب اطمينان و اعتماد از آگهي دهنده دقت لازم را مبذول داريد.سایت ما هیچگونه مسئولیتی در این رابطه نمی پذیرد.



گزارش تخلف و حذف آگهی : در صورتی که آگهی شما تاریخ گذشته باشد یا اطلاعات تماس آگهی برای شما مزاحمتی ایجاد کرده باشد و تمایل به حذف آگهی داشتید میتوانید ابتدا از طریق منوی کاربر وارد سایت شده و در بخش کاربری آگهی را حذف کنید و یا بر روی کلید گزارش تخلف و حذف آگهی در زیر شرح آگهی کلیک کنید و در صفحه مربوطه شماره آگهی و درخواست خود را ارسال کنید ما بلافاصله پس از بررسی در صورتی که این آگهی مربوط به شما باشد آن را حذف خواهیم کرد.


تازه های این بخش
1396.10.19تهرانفروش باد کنک هليمي تايلندي1
فروش انواع بادکنک هاي هليمي تک رنگ ؛ نقش دار ؛ خالدار؛ چراغدار ؛ بادکنک چراغ دار ؛ استوفر ؛ انواع فويلي BABY؛ BOY ؛ کالسکه ؛ فويلي سيبيل ؛ ...
1395.05.03تهران3 مطالب و SMS جالب و خنده دار , بامزه , اس ام اس بانمک
نمک شناس!!! او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكيل داده بودند. روزى باهم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حين صحبتهاشان ...
1394.06.30تهرانامروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد
امروز دوتا مطلب داريم قشنگه بخونيد و ببينيد 1- مردم ملل مختلف اوقات خود را چگونه ميگذراند؟ پس از ساعتها تحقيق ، برنامه روزانه ملتهاي ...
1394.06.30تهراندوتا مطلب راجب درسهاي زندگي كه معلمين ميدهند
امروز دوتا مطلب راجب درسهاي زندگي كه معلمين ميدهند گذاشتم . 1- يادش به خير! يه معلم داشتيم که هميشه نه تنها به ما درس زبان انگليسي ميداد ...
1394.06.30تهرانتفاوت آدمهاي بزرگ و كوچك و متوسط , جمله هاي جالب و آموزنده
- تفاوت آدمهاي بزرگ و كوچك و متوسط آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند آدم هاي كوچك پشت سر ...
 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10     آخر



کلیه حقوق معنوی و حقوقی سایت متعلق به "بازارها " می باشد
Powered by IranWebShop Advertising-[10.5] Persian   |  Copyright ©2018, www.IranWebShop.com Enterprises Ltd.